نغمه ی دل

 

سلام

دوست دارم عشق باشم

       درنهانت شعله گردم

               بانگاهت جان بگیرم

                       دروفایت جان سپارم

دوست دارم شمع باشم

        درکلامت شعله باشم

               درنگاهت نور باشم

                     درصدایت شور باشم 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦ - ترنم

تولد وبلاگم

سلام

۸آذر وبلاگم یکساله شداما نشد که بیام

بایار بگفتـم غم دل را

باشوق خریـدش غم دل را

صدشور که درعـالم غم ها

شویدز وجـودم غم دل را

بوسددل و دیوانهءدل را

آن یار که شوید غم دل را

صدشور به پاکرده و غوغا

باناز ببـردش غم دل را

صدلطـف به دل کرد ودیده

صدکفرکه من داده ام اورا

خیلی خوشحالم ازاین که میبینم یکسال کناره شمابودم شماکه دیده نمی شیدولی باهمدلی تون دلم رو آروم می کردیداصلانوشتن آرومم می کرد شاید هیچ وقت مثل بضیاواسه بچه های پرشین بلاگ محبوب نشم اما مهم اینه که اینجا رو هرموقه که بخوام هرموقه که دلم بگیره می تونم داشته باشم می تونم بنویسم از هر چی :از دلم، از شادیا، از غما

            lovely

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٦ - ترنم

 

سلام

امروز بعد از تقریبا یک هفته اومد اینجا دلم واسه ش تنگ شده بود به قول نفیسه توی دنیا چیزای قشنگ تر هم هست که ادم بخواد وقتش رو با اون بگذرونه به جای فکر کردن به نامردا و نامردی ها که دیگه از این کلمه خسته شدم

پنج شنبه یه روز خاصه واسه من واسه وبلاگم توی این جشن شرکت کنید

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٦ - ترنم

ميلاد امام رضا

        به حلقه های ضریحت دلم گره خورده

              گره گشای من اینباراین گره مگشای

میلاد هشتمین اختر آسمان ولایت وامامت حضرت امام رضا (ع)رابه پیشگاه حضرت صاحب الامر(عج) و همچنین شیعیان ان حضرت تبریک عرض مینمایم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٦ - ترنم

 

زندگی درست مثل جنگلی ميمونه که رويه قله باشه وتو بخوای توی تاريکی از اون عبورکنی اولش همپاداری اما وقتی جلو می ری اونا رو يکی يکی از دست می دی بعد تنهای بايد يه مسير رو بری غير از خدا کسی نيست اگه بهش اعتنا کنی و اميد داشته باشی يه نوری هست که با اون روزات رو بگذرونی اگه اعتنا نکنی تنهايي بايد اين فرازو نشيبا رو بری که اونامی تونن تورواز رفتن باز دارن می تونن که بهت اميد ادامه ی مسير رو بدن  ماکه وقی عشقمون رو از دست داديم ديونه شديم مونديم . اين تصور من از زندگيه نمی دونم چقدر باهاش موافقين اما توی اين ديونگيم يه چيزی رو خوب فهميدم که اونم نبايد به کسی غير از خدا اعتنا کنی مخصوصا اگه فکر کنی عاشقی داری که هيچوقت تنهات نمی ذاره اون وقت مثل من خل می شی

بارها خواستم فکر کنم مُردی ولی نمی شه چون هم ميبينمت هم خيالت دست از سرم بر نمی داره

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٦ - ترنم

 

 

بادشنه ی عشق عاشقی را کشتند

درظلمت شـب يوسفی را بـردند

زين دست سياه روزگار زخـمی

در عالم عشـق بردلـم افکـندنـد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٦ - ترنم

 

خيلی سخته آدم احساسش رو برای کسی شرح بده بعضی وقتا اونقدر کم ميارم که حد نداره ازروزی که عاشقت شدم تاالان که نمی دونم بلاخره ازت متنفرم يانه هزاربارازخودم پرسيدم که چرا عاشق تو؟ اما هيچ وقت نفهميدم چرا؟ چون عشق انتخابی نيست اگه انتخابی هم بود بازم فکرمی کنم که تو رو انتخاب می کردم اما بازم نمی دونم چرا ؟جالبه من به اندازه ی کافی از مردای(جونا)  الان بدم می اومد که تو بدترش کردی کاشکی جواب سوالم رو می دادی که چرا؟ کاشیکی بود که جوابم رو بده بعضی وقتا می گم اگه بر گردی چی اونوقت چيکار می کنم؟اما بازم می گم ديگه نمی خوام برگردی چون اينجوری يه زندگی رو بهم می زنی زندگی که شايد زنت تورو بيشتر از من دوست داشته باشه فکر اين و که می کنم ميگم اگه اون زندگی رو بهم بزنی اونوقت از اون ورمونده از اينور رونده می شی چون نمی تونم بهت تکيه کنم چون می گم هر آن به خاطر يکی ديگه زندگی رو بهم می زنی ميری همون کاری که يه بارکردی با اين تفاوت که اون موقه که بهم پشت کردی زندگی ایبهم نخوردفقط من توی خودم شکستم اما الان ديگه نه درسته که دل اگه بشکنه ديگه شکسته ولی چنسش از گل دوباره میشه آب بريزیوترکيبش کنی واز نو بسازی نمی دونم. چند سال طول می کشه از نو ساخته بشه؟ نمی دونم خدا کنه زود تر کنار بيام چون ديگه تحمل ندارم چون ديگه دلم نمی خواد وضم از اين بدتر بشه

که همه بفهمن چی شده

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٦ - ترنم

نامحرم

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند

                                             وانکه اين کار ندانست در اکار بماند

حافظ

می دونی اون روز که ديده بودمت چه حسی داشتتم؟

انگار تو خالی بودم يه حسه بدی که تنها زمانی که فشارم می ياد پايين

احساسش می کنم اما فشارم پايين نبود اون روزخدا خدا می کردم که کسی

 نفهمه چه حسی دارم يادته خودتم انگاری جا خوردی  که ديدی می خندم

همش سعی می کردی شاد باشی ولی وقتی منو ديدی خند رو لبت ماسيدولی

 من پروتر از تو بودم که بذارم اونچه که درونم بود بفهمی

غرور ندارم ولی نمی خواستم همه  همه چيز رو بفهمن حتی خودت چون نا محرم

 بودی يعنی نا محرم شدی

نا محرم به رازم

به حسم

به افکارم

ولی به روت لبخند زدم ومی زنم که هم خودم آروم بگيرم هم تو رو فرا موش کنم

اما انگار فراموش شدنی نيستی

تا کی عذابم می دی

شايد يهروزی بشه فراموشت کرد شايد نه حتما اين اتفاق می يوفته ولی کی نمی دونم

وقتی صدای دلی رو بشنوم که بتونم تکيه بهش کنم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٦ - ترنم